السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
498
تفسير الميزان ( فارسي )
وعده پروردگارم درست است ( 98 ) . در آن روز بگذاريمشان كه چون موج در هم شوند و در صور دميده شود و جمعشان كنيم جمع كامل ( 99 ) . آن روز جهنم را كاملا به كافران نشان دهيم ( 100 ) . همان كسان كه ديدگانشان از ياد من در پرده بوده و شنيدن نمىتوانستهاند ( 101 ) . مگر كسانى كه كافرند پندارند كه سواى من بندگان مرا خدايان توانند گرفت كه ما جهنم را براى كافران محل فرود آمدنى آماده كردهايم ( 102 ) . بيان آيات اين آيات راجع به داستان ذو القرنين است و در خلال آن پيشگويىهايى از قرآن نيز به چشم مىخورد . * ( « وَيَسْئَلُونَكَ عَنْ ذِي الْقَرْنَيْنِ قُلْ سَأَتْلُوا عَلَيْكُمْ مِنْه ذِكْراً » ) * . يعنى از تو از وضع ذو القرنين مىپرسند . چون اگر مقصود معرفى شخص او بود جا داشت در جواب اسمش را معرفى كند و به ذكر لقبش كه همان ذو القرنين است اكتفاء ننمايد . پس معلوم مىشود سائل از سرگذشت او پرسش نموده . و كلمه « ذكر » در پاسخ « به زودى ذكرى از او را براى شما مىخوانم » يا مصدر به معناى مفعول است و معنايش اين است كه « بگو به زودى از سرگذشت ذو القرنين مقدارى مذكور را مىخوانم » ، و يا مراد از ذكر قرآن است كه در خود قرآن موارد زيادى به همين معنا آمده است ، و در نتيجه معنايش چنين مىشود « بگو به زودى از او ، يعنى از ذو القرنين ، و يا از خداى تعالى قرآنى كه همان آيات بعدى است مىخوانم » . و معناى دومى روشنتر است . * ( « إِنَّا مَكَّنَّا لَه فِي الأَرْضِ وَآتَيْناه مِنْ كُلِّ شَيْءٍ سَبَباً » ) * . « تمكين » به معناى قدرت دادن است . وقتى گفته مىشود « مكنته » و يا « مكنت له » معنايش اين است كه من او را توانا كردم . پس « تمكن در زمين » به معناى قدرت تصرف در زمين است ، تصرفى مالكانه و دلخواه ، و چه بسا گفته شود كه مصدرى است ريخته و قالب گرفته شده از ماده « كون » نه از « مكن » به توهم اصالت ميم . پس تمكين به معناى استقرار و ثبات دادن است ثباتى كه باعث شود ديگر از مكانش كنده نشود و هيچ مانعى مزاحمتش نتواند كند .